سلام
......................
چه زود گذشت!
البته الان که نگاه میکنی میبینی که زود گذشته ، اون موقع ها جور دیگه ای بود!
گذشت
حالا دیگه هر کی رفته سی خودش و رسیده به اونجایی که گه گاهی حالی بپرسی یا نپرسی!
دیگه کسی پیداش نیست!
حالا خوبه هیچکدوممون دانشگاه شریف و امیر کبیر و تهران و از این جاهای توپ نیستیم!
وگرنه چی میشد؟!
باز گلی به گوشه ی جمال ما که گاهی میایم سری به این وبلاگ میزنیم !
عجب زمونه ای شده!!!!!!!!!!!!!
البته اینی که من میگم منظورم این نیست که از همه بی خبر باشیم ولی هستن بچه هایی که ردی ازشون نیست!
بهرحال رفقا هرجا که هستین خدا یارتون باشه و موفق باشین!
روزگار بروفق مرادتون باشه ان شاء الله !
عید همه تون هم مبارک!
روز و شباتون خوش!
سلام
کلی انتظار کشیدیم که نتیجه ها اعلام بشه!
اخرش اعلام شد و شد اینی که هست !
حالا چی بود و چی هستش کاری نداریم ولی این وسط خیلی ها از دیدن نتیجه ها شاد بودن و خیلی ها هم ...!
خیلیا هم شاید بی خیال
اما بی خیال نمیشه ! حتی منی هم که به قول مامانم " عین خیالت نبود و لای کتابو هم که هرچی بهت میگفتیم باز نمی کردی" بازم با دیدن نتیجه ام خوشحال شدم! حالا شایدم اگه بعضی ها بودن واسه ی کلاس گذاشتنم که بود میگفتن نه اصلا راضی نبودیم ! اما من با نخوندنم خیلی هم راضی بودم !البته همیشه میگم کاش عمومی رو خراب نکرده بودم ولی خدا رو به خاطر همه چی و این شاکرم!
خوندن من فقط یه روخوانی سرسری از دین و زندگی ۳ بود و پیش + تاریخ ادبیاتا که جمعا میشه گفت به نفعم که نشد به ضررم هم بود!
حالا هر کی هر چی میخواد بگه!!!!!
حالا رتبه ام هم خوب نشده که ولی هر چی بود گذشت! دیگه مهم نیست چی خونده بودیم و چی نه!
گذشت!
اره بچه ها ، شما هم خودتونو ناراحت نکنین! هرچی حکمتی داره!
فقط دعا کنین که قبول بشیم! همه مون!
بیشتر دعام واسه اوناییه که واقعا زحمت کشیدن نه امثال خودم! و خدایا خدایا خدایا
بچه ها!جون خودتون نظر بزارین!
راستی خیلی ممنون که میاین نظر میدین و مارو سرافراز میکنین!
خانم اژدری از شما هم خیلی ممنونیم چون با نظرتون به ادامه کار این وبلاگ امیدوارمون میکنین!(دلمونم براتون تنگ شده)!
به امید دیدار!
ط
وقتی باران بی بهانه می بارد، وقتی در کنارم نیستی وقتی حتی جاده ها بوی انتظار می دهند وقتی غریبانه به تو می اندیشم و وقتی صادقانه برای دیدارت اشک می ریزم در میان دلتنگیها فریاد میزنم یا مهدی ادرکنی!ای گل نرگس بیا که مشتاقانه و عاشقانه صبح جمعه بیدار شده ام و به انتظار عبور ثانیه ها را تحمل کرده ام و تقویم جمعه ها را ورق زده ام ، جامه پاک پوشیدم و دعای ندبه خواندم بیا و ببین عاشقانت ، جمعه پنجره های دلشان را به سوی خدا باز می کنند و « اللهم اشف صدر الحسین به ظهور الحجه» میگویند «اللهم عجل لولیک الفرج» می گویند . می خواهم بگویم تو که سالهاست انتظار را به عاشقانت هدیه کرده ای ، می خواهم به تو بگویم که قرن هاست چشم های خونین خیره به راه تو اند و عطر تو را می طلبند . تقویم انتظار من پر از جمعه های خط خورده است اما گمان نکن که از انتظار خسته می شوم .هر روز هفته به انتظار جمعه ام و هر جمعه به انتظار تو نفس می کشم...
سلام
بعد یه مدته طولانی از میون همه ی بچه های سوم ریاضی سال۸۶-۸۷ که حالا دانش پژوهان پر تلاش پیش دانشگاهیه امام رضا (ع) هستند و مهندسان اینده، تصمیم گرفتم بیام و بنویسم و این وبلاگ رو از رکود در بیارم!
زحمت میکشم واقعا دستم درد نکنه!
امسال هم گذشت شاید مثل بقیه ی سالها و شایدم مثل هیچ سالی! چون دیگه هیچ وقت اون روزای شاد و شایدم پر اضطراب دوران درس و مدرسه بر نمی گرده!
البته دانشگاه حسابش جداس ! من این کلاسای خودمونی و باحال خودمونو میگم!
تو این دو سال این ۱۵ نفری که بودیم شاید به تعبیر جدید زیاد واسه برنامه هایی که میریختیم با هم پایه نبودیم ولی در کل کلاس خوبی بودیم و میشه گفت ارزش اینو داره که دلمون براش تنگ بشه!
مخصوصا معلما! اخه هیچ وقت دیگه دانش اموزایی مثل ما گیرشون نمی اد!![]()
دلم واسه هیچی مدرسه که تنگ نشه واسه اتفاقا و حرفا و خنده های سر کلاس تنگ میشه!
بگذریم! شاید واسه الان دیگه کافی باشه!
مستفیذ شدید!![]()
راستی یه چیز دیگه!
واسه ۱۵ تا مهندسای کلاسمونم دعا کنین تا از اخر اول نشن!![]()
خدا یارتون![]()
خدا از آدم های رام خشکه مقدس و یک بعدی بدش می آید ، اگر نه چرا فرشتگان مطیع و پاک اش را که همگی از آغاز خلقتشان یا در رکوع اند و یا در حال سجود، به پای آدم عصیان گر خطا کار خون ریز می افکند؟ علی (ع) چرا چهار هزار خر مقدس حافظ قران و شب زنده دار صائم الدهرقائم اللیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می گیرد؟
خدا از آدم هایی که ضعف و زبونی خود را ، می خواهند با خداپرستی جبران کنند بیزار است ، از آن ها که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر میکنند نفرت دارد.
خا آدم های ذلیل و طماع و ترسو و چاپلوس را دوست ندارد . خدا دوستدار «آشنا» است، عارف عاشق می خواهد ؛ نه مشتری بهشت...!
منبع: کویریات- دکتر علی شریعتی-صفحه 232
رسم مقاطع مخروطي با تا كردن كاغذ
آيا تا به حال به اين مطلب فكر كردهايد كه فقط با چندين بار تا كردن يك كاغذ، ميتوان مقاطع مخروطي را رسم كرد؟

قرارداد:در اين مقاله،تا كردن كاغذ در امتداد يك خط راست انجام مي شود.
كاغذي برداريد و يك لبه ي آن را l بناميد ، نقطه اي روي كاغذ در نظر گرفته و آن را S بناميد. كاغذ را چنان تا كنيد كه لبه ي l از S بگذرد.نقطهاي روي لبه ي l كه Sبر آن منطبق مي شود را P بناميد.در واقع،خط تاي كاغذ،عمود منصف SP است. حال به تا زدن ها ادامه ميدهيم. دوباره كاغذ را طوري تا كنيد كه لبه ي l در نقطهاي به غير از P، ازS بگذرد. اين كار را براي چندين نقطه ي متمايز از لبه ي lانجام دهيد. حال كاغذ را باز كنيد. خواهيد ديد كه خط هاي تا بر منحني جالبي مماس هستند. بر يك سهمي.در واقع با چندين بار تا زدن كاغذ توانستيم خط هاي مماس بر يك سهمي را به دست آوريم. هم اكنون ميتوانيم سهمي را با دقت خوبي رسم كنيم(شكل زير):

نقطه ي S كانون سهمي ، l خط هادي و خط m از راس سهمي مي گذرد و از S و l به يك فاصله است.
كار را براي رسم يك مقطع مخروطي ديگر آغاز ميكنيم. اين بار دايره ي c (به مركز O)را در نظر گرفته و نقطه ي S (نقطه اي غير از O)را درون آن در نظر بگيريد.سپس كاغذ را طوري تا كنيد كه نقطهي P از دايره ي c بر S منطبق شود. براي چندين نقطه ي متمايز روي دايره اين كار را تكرار كنيد. خواهيد ديد كه تاهاي كاغذ،مماس هايي بر يك بيضي به وجود ميآورند كه نقطه ي S يكي از دو كانون آن است.(كانون ديگر كجاست؟)حال با استفاده از اين مماس ها با دقت خوبي ميتوانيد بيضي را رسم كنيد.

بالاخره ميخواهيم شيوه ي رسم يكي ديگر از مقاطع مخروطي را به وسيله ي تا زدن كاغذ براي شما توضيح دهيم. اين بار يك دايره(به مركز C) و نقطه ي F را بيرون آن در نظر بگيريد.سپس كاغذ را طوري تا كنيد كه نقطه اي از دايره بر F منطبق شود. براي چندين نقطه ي متمايز روي دايره اين كار را تكرار كنيد. خواهيد ديد كه تاهاي كاغذ،مماس هايي بر يك هذلولي به وجود ميآورند كه نقطه ي F يكي از دو كانون آن است.(كانون ديگر كجاست؟).براي تعيين مجانب هاي هذلولي،كافي است دو مماسي كه از F بر دايره رسم مي شوند را در نظر گرفته،اگر M,N نقاط تماس باشند،عمود منصف هاي MF,NF(با قرار دادن نقاط M,N بر F و تا كردن كاغذ به دست مي آيند.)،مجانب هاي هذلولي هستند.
مشاهده ميكنيد كه با چندين بار تا كردن كاغذ توانستيم مماس هاي بر مقاطع مخروطي را يافته و با داشتن اين مماس ها،مقاطع را با دقت خوبي رسم كنيم.
منبع (انجمن ریاضی دانان جوان)
کاري از....................................................راه پيما
................
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل مبندید
چشم بیندازید و دل مبازید
که دیر یا زود
باید گذاشت و گذشت
از فرمایشات حضرت علی (ع)
....................................................
هنگامی که در راه هدفی سخت ، تلاش و کوشش می کنیم بیم آن هست که هر لحظه از سرگشتگی ، اندوه ونومیدی به تنگ آییم و فراموش کنیم که این سه ، ملازمان راه روح هستند : «راهی که همواره با سنگ های تیز وخارهای گزنده فرش شده» .
و بالا تر از آن ، ممکن است فراموش کنیم که موفقیت در کنکور ، گرچه هدفی بزرگ است اما تلاش ما برای باز کردن راهی به «خوب» و «انسانی» زندگی کردن ، هدف بزرگتری است . تلاش برای کسب دانش و نهراسیدن از سرگشتگی ، اندوه و نا امیدی است که از ما انسانی دیگر می سازد . پس کنکور به ما فرصتی می دهد تا انسان بودن را ، در میانه ی از شب تیره تمرین کنیم ، چه بسا که این تمرین ، مستقل از نتیجه اش ، به ما کمک می کند تمام عمر انسان بمانیم.
بنابراین بیایید به جای اینکه از شر کنکور حرف بزنیم ، قدر کنکور را بدانیم به جای اینکه خود را در گندزار رتبه و نمره و نتیجه و جاه طلبی و ... غرقه کنیم ، از آن در راستای شناخت عمیق تر زندگی و انسانیتمان بهره جوییم.
شما تصمیم خود را گرفته اید؟ خوش به حالتان ، که زنگی این فرصت را در اختبارتان قرار داده که برای انسان بودن و انسان ماندن تلاش کنید . اهداف والایتان را به مقایسه خود با دیگران ، زندگی کردن برای جلب نظر دیگران یا افتادن در گرداب امواج اجتماعی نظیر کنکور نیالایید . در مسیرعروج روحتان ، شکست یا پیروزی ظاهری در اموری این چنین اهمیتی ندارد. چه بسا شکست ها که بینش انسانی آدمی را عمق بخشیده و او را در مسیر انسانیت به اوج سوق داده ، و چه بسیار پیروزی ها که انسانبت او را به باد فنا داده است.افق دور را ببینید وبپرید.
پاینده بادپروازتان!
فرزام پروا- روان پزشک
جبران خلیل جبران ، شاعر لبنانی از «جوانی و امید» می گوید.از آنجا که روح شاعر به ژرفنای هستی دسترسی دارد، حقیقتی که آشکار می کند اختصاص به زمان ومکان خاصی ندارد. پس بیایید لحظه ی کنکور را فراموش کنیم و روح خود را به دست کلمات جبران خلیل جبران بسپاریم:
«جوانی» از کنارم گذشت و من او را دنبال کردم ، تا به پهنه ای دور دست رسیدیم . در آنجا او ایستاد و به ابرهایی خیره شد که چون گله ای از گوسپندان سپید بر فراز افق پیش می خزیدند. آنگاه او به درختان خیره شد که شاخه های برهنه شان چنان به آسمان اشاره داشتند که گویی به درگاه آسمان نیاز می آوردند تا برگ هایشان را باز گرداند.
و من گفتم: «جوانی ، ما اکنون کجا هستیم؟»
پاسخ داد:«ما در سرزمین شگفت زدگی هستیم، بنگر.»
و من گفتم :« بیا برگردیم ،این جایگاه دلتنگی آور مرا می ترساند و چشم انداز ابرها و درختان برهنه دلم را به اندوه می کشد.»
و او پاسخ داد: «بردبار باش. سرگشتگی آغازه ی دانش است.»....
( دانش پژوهان گرامی توجه داشته باشید: این مطلب ادامه داره آخه من اینو از آخر کتاب تست کتابخونه مدرسه گرفتم کتاب دیفرانسیل-انتگرال 2 اندیشه سازان اگه مشتاق باشید میتونید ببینید.)


